ملا أحمد النراقي
39
رسائل ومسائل ( فارسي )
است ، ( 1 ) و بعضى بيشتر ، اشاره به اختلاف در اين مراتب است . ونظر به اين كه عمل تابع علم واقعى است ، وعلم واقعى مستلزم عمل است ، و يقين كامل لازم دارد ملازمت طاعت ومجانبت عصيان را ، هر چه يقين اكمل ووضوح وظهور آن اشدّ مىگردد ، لزوم اتيان به مراتب عبادت وطاعت واجتناب از معصيت بيشتر مىشود . و از اين است كه در بعضى اخبار ايمان را به همان تصديق قلبى تفسير فرموده ، و در بعضى ديگر عمل را به آن ضمّ نموده ، و اخبار در ضمّ اعمال نيز مختلف است ، بعضى همان اركان اسلام را كه صلاة وصوم وزكات وحجّ وجهاد ، باشد داخل ايمان شمرده ، و بعضى زيادتر كرده ، و در بعضى اين قدر از اوصاف ايمان را شمرده كه آن را تالى مرتبه ء عصمت ساخته ، و هر يك اشاره به مرتبه اى از مراتب علم يقين است ، و هر كه مرتبه ء أدنى را دارد از مرتبه ء اعلى خالى است و آن مرتبه از ايمان را ندارد . و از اين است كه حق تعالى در سوره ء نساء مىفرمايد : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِالله ورَسُولِه ِ ) * ( 2 ) يعنى اى كسانى كه ايمان آورده ايد ايمان بياوريد به خدا ورسول او ، و اين امر است به كسانى كه مرتبه اى از ايمان را دارند به دخول در مرتبه ء بالاتر ، والَّا چه معنى دارد كه امر شود به مؤمن كه ثانياً ايمان آورد . وامّا آن چه در بعضى اخبار رسيده كه ايمان تصديق قلبى به شهادتين است فقط ، و ذكر ولايت در آنها نشده ، آنها مبنى بر تقيّه است . اين است مجمل معنى ايمان ، وامّا اين كه آيا ظنّ در ايمان كافى است يا نه ، وآيا مجرّد علم كفايت مىكند اگر چه ادلَّه ء عقليّه با آن نباشد ، و ساير آن چه متعلَّق به اين مقام است محتاج به تفصيلى است كه حال وقت وسعت آن را ندارد ، و در كتاب مناهج الاحكام بسيار از آن را بيان كرده ايم . وامّا معرفة الله به معنى شناختن خداست ، وشناختن خدا يا به شناختن حقيقت ذات مقدّس اوست ، يا شناختن صفات او ، يا شناختن وجود او ، امّا شناسايى حقيقت ذات ، پس
--> ( 1 ) كافى 1 / 42 باب درجات الايمان . ( 2 ) نساء : 136 .